فرار از زندگی

مدرس ذکر کرد : … . عالی به مکالمات در میان کودک ها گوش کن . مکالمات در بین خردسالان به‌این صورت بود :

– شرایط فعلی نوبت اینجانب است که فراروگریز کنم و تو بایستی دنبال اینجانب بدوی .

– نخیر شرایط فعلی نوبت توست که دنبالم بدوی .

– ابدا چرا اینجانب هیچ زمان نباید فرارو گریز کنم؟ و کلام هایی از این قبیل…

مدرس افزود : همان گونه که شنیدی تمام این خردسال ها طالب آن بودند که از دست دیگری فرار و گریز نمایند . آدم هم این دسته است . وی هیچگاه حاضر نیست با حالت جان دار رو به رو شود و دایم در عملکرد است از حقایق و واقعیات معاش خویش فراروگریز نماید و هیچ زمان کاری برای بهبود معاش خویش انجام نمی دهد .

تو از اینجانب خواستی یکی‌از مهمترین ویزگی های بشر را برای تو بیان کنم و اینجانب آن را در تعدادی حرف خلاصه می‌کنم : کارایی برای فرارو گریز از معاش .