پیام تبریک تولد متولدین مهر

( شایسته ترین آهنگ زندگی من

تپش قلب توست

و خوشگل ترین روزم

روز زمینی شدنت . (

تولدت خجسته مهرماهی جان

صبورترینی برای دیونه بازی های اینجانب . . . . .

و شیفته ترینی برای لبخند دخترانمون . . . .

و زیباترینی برای جهاااااان اینجانب

عشق و علاقه مهرماهی اینجانب تولدت میمون

هرسال وقتی… . . ( مورخ میلاد ) ……هزاران شهاب به جهت زمین حمله میاوردن

از خودم می پرسیدم

چه اتفاقی افتاده که آسمونیا میخوان خودشونو به زمین برسونن؟… .

و همین سال فهمیدم اونا به پیشواز حضور مسافری در بین که زمینو

با گامهای مهربونش مهرورزی کرد تا سفرشو از خودش به پروردگار آغاز کنه … .

تولدت خجسته

مهرماه خدای احساسه

یه مدل کبر و غرور خاصه

ازهمه سرتره زیرا آفریدگار مراد

تولدت خوش یمن مهرماهی مـن

محل کار نگارگری

آفریدگار مدام زیباست

ولی پاییز

را برای دل خودت ,

آهسته خیس ورق بزن ;

و همگی رنگ ها را به

خاطر بسپار ;

که عشق و علاقه لابلای همین

رنگ های زیباست .

از بس که معبود دلداده نگارگری بود

هر فصل به روی بوم , یک چیز کشید

یک توشه اما گمان کنم شعر سرا شد

یک کناره دنج رفت و فصل‌پاییز کشید

مهرماهی جان تولدت خوش‌یمن

به سلامتـــي همگی ی متولدین ماه مـــهـــر کــــه ……

از پاکـيشــون دوستــــی شـــروع ميشـــه

از صـداقتشـــون دوستــــی ادامــه پيدا ميکنــه

و از وفـــاشـــون دوستــــی پايانـــي نـــداره…

پس دست کم بايد دوستاشـــون قدرشونـــو بدونن…

مهرماهی جان تولدت خوش یمن

باران برای تو می‌بارد مهر ماهى

این برگ‌های زردرنگ

به خاطر فصل پاییز نیست که از شاخه میفتند

قرار است تو از این کوچه بگذری

و آنان پیشی می گیرند از یک‌دیگر

برای گلیم کردنِ مسیرت . . .

گنجشک‌ها از روی عادت نمی‌خوانند .

سرودی دسته‌جمعی را تمرین می‌نمایند

برای خوش‌آمد بیان کردن به تو . . .

مهرماهی جان تولدت خوش یمن

یه مهر ماهی برای دوست داشتنت

برای لمس دستانت

برای نگاه درچشمانت

برای بوسیدنت

برای معاش با خیالت

برای نفس نفس زدن در دلتنگی هایت

برای معاش با نامت

برای نجواهای عاشقانه درگوش ات

از هیچ کسی اذن نمی گیرد

چه بسا از خودت

یه مهر ماهی خویش خویش عشقه

خویش علاقه

تولدت خوش یمن مهرماهی مـن

پیامک‌های عاشقانه

نه کسی در انتظار است ,

نه کسی منتظر ,

نه خیال گذر از کوچه‌ی ما دارااست ماه!

میان دلداده شدن و مرگ مگر

فرقی هست؟

زمانی از عشق و علاقه نصیبی نبری غیر از آه . . . !

. . . . . .
عجب جوش و خروشی بود عشقت

وخیم باده نوشی بود عشقت

بهشتم را به سیبی بخشید بر باد

عجب بشر فروشی بود عشقت
. . . . . . . . . . . . . .

زیرا دوستت دارم راهی پیدا خواهم کرد تا فروغ و روشنایی معاش تو باشم , حتی‌د‌ر بدون نور ترین و دلگیرترین درحال حاضر خویش باشم . . .
. . . . . . . . . . . . . . . . .

زیرا دوستت دارم راهی پیدا خواهم کرد تا فروغ معاش تو باشم , حتی‌در بدون نور ترین و دلگیرترین هم اکنون خویش باشم . . .
. . . . . . . . . . . . .

هر چه آمد به سرم از ( عطشِ عشقِ تو ( بود

وَرنه این دل کجا و عطش عشق و علاقه کجا !
. . . . . . . . . . .

عشق و علاقه یعنی جسم و جانم فرآورده تو / عشق و علاقه یعنی پرسش از وضع تو / علاقه یعنی از خودم اینجانب خسته ام / عشق و علاقه اینجانب , به تو دل بسته ام .
. . . . . . . . . .

با درحال حاضر حاد و خسته ام کاش رفیق

پیش دل اینجانب نمی شدی افشا رفیق

از اینجانب که گذشت و از دلم البته تو

بی عشق و علاقه مراقب خودت باش رفیق
. . . . . . . . . .

منرا به بوی خوشت

جان ببخش و زنده بدار!

که از تُ چیزی

از این بیشتر نمیخواهم . ‌‌‎‌‌‌
. . . . . . . . . .

چه عده عاشقانه ای ست

هر شب!

حضور اینجانب وتو

و آتشی که در

درونم به پاست . . .
. . . . . . . . . . .

عشق و علاقه از همانجايى آغاز شد که

حالمان به هيچ چيز خوش نشد اِلا

دوست داشتن ِ نیز
. . . . . . . . . . . . . . .

تو‌را ای گل همچنان دوست دارم

به قدر ابر و باران دوست دارم

کجا باشی کجا باشم اصلا مهم نیست

تورا تا زنده هستم دوست دارم
. . . . . . . . . . . .

علاقه تو به تار و پود جانم بسته است

بي روي تو درهاي جهانم بسته است

از دست تو خواهم که برآرم فرياد

در پيش نگاه تو زبانم بسته است
. . . . . . . . . . . . . . .

اینجانب در رودخانه عشقت اروم و اهسته قايقم را ميراندم

قافل از اين که پايان اين روز زيبا به ابشاري سهمگين ختم ميشود . . نگران نيستم .

حتي در حالتی که از اين ابشار سقوط کنم و زخمي و درمانده نحس , تالاب اي آهسته درانتظار اینجانب است
. . . . . . . . . . . . . . . .

اینجانب از پیمان انسان

تو رو دوست دارم

از آغاز عالم تو‌را دوست دارم

چه شبها اینجانب و عرش تا دم صبح

سرودیم نم نم تو‌را دوست دارم

تورا دوست دارم . . .

عالم یک دهن شد نیز سرود با ما

تورا دوست دارم تو‌را دوست دارم . . .

( تورا ای صمیمی

تا مدام دوست دارم (
. . . . . . . . . . .

مشکلات به سبکی هوا , عشق و علاقه به عمق اقیانوس , آشتی به محکمی الماس , موفقیت به درخشانی طلا و جواهرات , این ها آرزوهای اینجانب برای توست .

عاشقانه دوستت دارم
. . . . . . . . . . . .

دربین ما تمامی چیز تمام شده‌است

غیر از یک چیز

که اینجانب هنوز دوستت دارم . . .
. . . . . . . . .

تو . . .

صرفا یک سری روز است که نابودی

اینجانب . . .

هزاران قرن است که دلتنگم

فرار از زندگی

مدرس ذکر کرد : … . عالی به مکالمات در میان کودک ها گوش کن . مکالمات در بین خردسالان به‌این صورت بود :

– شرایط فعلی نوبت اینجانب است که فراروگریز کنم و تو بایستی دنبال اینجانب بدوی .

– نخیر شرایط فعلی نوبت توست که دنبالم بدوی .

– ابدا چرا اینجانب هیچ زمان نباید فرارو گریز کنم؟ و کلام هایی از این قبیل…

مدرس افزود : همان گونه که شنیدی تمام این خردسال ها طالب آن بودند که از دست دیگری فرار و گریز نمایند . آدم هم این دسته است . وی هیچگاه حاضر نیست با حالت جان دار رو به رو شود و دایم در عملکرد است از حقایق و واقعیات معاش خویش فراروگریز نماید و هیچ زمان کاری برای بهبود معاش خویش انجام نمی دهد .

تو از اینجانب خواستی یکی‌از مهمترین ویزگی های بشر را برای تو بیان کنم و اینجانب آن را در تعدادی حرف خلاصه می‌کنم : کارایی برای فرارو گریز از معاش .

حسادت یا این که حماقت

روزی پادشاهی ولخرج هنگام عبور از سرزمینی با دو دوست برنا ملاقات كرد .

این دو دوست فقیر كه تا آن زمان با گدایی تامین زندگی می‌كردند , همچون دو روی یك سكه جدانشدنی به لحاظ می‌رسیدند .

سلطان كه آن روز سرحال بود , خواست به آنان عنایتی كند . پس به هر كدام سفارش كرد آرزویی كنند .

ابتدا خطاب به دوست كوچك‌تر اذعان کرد : به اینجانب بگو چه می خواهی قسم میدهم خواسته‌ات را برآورده كنم .

ولی بایستی بدانی اینجانب در قبال هر لطفی كه به تو بكنم , دو برابر آن را به دوستت خواهم كرد!

دوست كوچك‌تر بعد از كمی فكر با لبخندی به وی جواب اعطا کرد : «یك دیده منرا از حدقه خارج بیاور . . !»

حسادت اولی درس ابلیس به بشر احمق است!

عالم کتک خور

مرحوم روحانی _ جعفر _ کشف کننده _ الغطاء از بزرگ‏ترین فقیهان عالَم تشیّع بوده است , در حدّى که علماى بزرگ شیعه از عهد و پیمان وی نقل کرده ‏اند که فرموده بود : در صورتی‌که تمام کتاب‏هاى فقهى شیعه را در رودخانه بریزند و به دریا برود و شیعه دیگر یک ورق فقه دستش نباشد , اینجانب از اولیه تا انتها فقه شیعه را در سینه ‏ام دارم , کلیه را خارج مى‏ دهم تا مجدد بنویسند . منشا نیز شده بود .

اهل دانش و اصحاب سرّش فهمیدند که همسرش در منزل بداخلاقى مى ‏کند , ولى خیلى نیز خبر از ماجرا نداشتند . این قدر در جایگاه جست‏وجو برآمدند تا بدین سود رسیدند که‌این مرد بزرگ الهى , این دانا عالى ‏قدر گاهى که به درون منزل مى ‏رود , همسرش حسابى اورا کتک مى ‏زند .

یک روز چهار پنج نفر توده شدند و خدمتش آمدند گفتند : آقا ما داستانى شنیده ‏ایم از خودتان بایستی بپرسیم , آیا همسر شما گاهى شما‌را مى ‏زند؟!

فرمود : آری , عرب است , توانا نیز میباشد , قوى البنیه نیز می باشد , گاهى که عصبانى مى ‏شود , حسابى من‌را مى ‏زند . اینجانب نیز زورم به وی نمى‏ برسد .

گفتند : او‌را جدایی بدهید . بیان کرد : نمى ‏دهم . گفتند : اذن بدهید ما زن‏هایمان را بفرستیم , ادبش نمایند . اظهار‌کرد : این عمل را نیز اذن نمى ‏دهم . گفتند : چرا؟

اظهار کرد : این زن در‌این منزل براى اینجانب از اعظم نعمت‏هاى خداست , زیرا وقتى خارج مى‏ آیم و در صحن امیر المومنین مى ‏ایستم و تمام صحن , پشت راز اینجانب نماز مى‏ خوانند , مردمان در قبال اینجانب تعظیم مى‏ نمایند ;

گاهى در قبال این مقاماتى که معبود به اینجانب داده , یک ذرّه هوا من‌را برمى ‏دارد , به عبارتی وقت مى ‏آیم در منزل کتک مى‏ خورم , هوایم خارج مى ‏رود! این چوب _ الهى است , این بایستی باشد .

پیام تبریک به دنیا آمدن

به دنیا آمدن تو رو به تک تک گل های عالم تهنیت می گم البته می دونم همشون حسودیشون میشه ,

اخه تو صرفا گل باغچه قلب منی . . . .

نگاهت را کادر میگیرم . در پس آن لبخند . که به اینجانب شور و خوشحالی معاش می‌بخشد .

روز جاری روز توست . . . تولدت خوش یمن .

میلاد لحظه هایت میمون , میلاد احساس لطیف هر توشه رمز و نیازت باایمان خوش‌یمن , به دنیا آمدن هر توشه طلوعت خجسته , ای پدر به دنیاآمدن منم مبارک!!!

روز تولدت عذروبهانه ای شد تا شایسته ترین خنده رو باشهایم را نثار حضورت کنم

دلت خنده رو و روزگارت بهاری باد

گل زیبای زندگیم

درصورتی که برای عالم یکی باشی برای اینجانب تمام دنیائی

عزیزم تولدت خوش‌یمن

نشاط یعنی :

روز جاری به دنیا آمدن جیگری مانند اینجانب باشه

جشن و پایکوبی میلادت را به پرواز میروم

دراین خانگی ترین آسمانِ بی آخر

آسمانی که خیر برای اینجانب

خیر برای تو

که فقط برای “ ما ” آبیست . . .

امشب دامن تو پر‌از کادو های کوچک و بزرگ میشود , البته اینجانب هیچ ندارم که به تو کادو دهم جز دلی که به اینجانب پس دادی .

رسیده روز به دنیاآمدن تو که گشوده برات کادو بگیرم

واسه اینجانب اینم یه نوع بهونه ست بگم که چقدر برات میمیرم

روز آغاز زیستن میمون

برای آن که سالروز ولادت تو‌را شادباش بیان کنم , به هزاران ستاره نیاز دارم تا این خیابان طولانی را چراغانی نمایند . البته درین شب بی‌ستاره , با ستاره‌های قلبم تولدت را چراغانی می کنم , عزیزتر از جانم .

به دنیا آمدن تو شیرین ترین عذر ایست که می توان با آن به رنجهای معاش نیز دل بست و فی مابین این روزهای شتابزده عاشقانه خیس زیست . میلادتو معراج دستهای اینجانب است زمانی که عاشقانه تولدت را شکر میگویم .

جای هیچکس را هیچکس دیگر نمیتواند مالامال نماید !

مهربانم :

تولدت خوش‌یمن

وجود زیبایت وارد به عالم میشود / کادو سالروزش این آوا میشود

عاشقی زیرا اینجانب بی پروا میشود / در شعر به دنیا آمدن غرق رویا میشود

اینگونه سالی دگر ازعمر تو شروع می شود

تولدت خوش‌یمن

روز جاری سالروز به دنیاآمدن توست و اینجانب برایت کادو ای نخریده ام آنچه خریدنی است با یقین ٬ شایسته تو نیست . نمی دانم با کدام پاراگراف “ دوستت دارم ” را برایت انشا کنم البته کاملتر از این چیزی ندارم تولدت میمون

زیباترین منظره تندیس نگاه توست و قشنگترین لحظه لحظه روییدن توست سالروز تولدت را با نثار یک سبد گل سرخ شادباش می‌گویم

هرسال هنگامی . . . . . ( مورخ به دنیا آمدن ) . . . . . . هزاران شهاب به سوی زمین حمله میاوردن , از خودم می پرسیدم چه اتفاقی افتاده که آسمونیا میخوان خودشونو به زمین برسونن؟ . . . .

و همین سال فهمیدم اونا به پیشواز حضور مسافری دربین که زمینو با گامهای مهربونش نازونوازش کرد تا سفرشو از خودش به آفریدگار استارت کنه . . . .

تولدت خجسته

عزیزم اکنون به جای دستانم دو پر و بال طلائی می‌خواهم تا در خوشگل ترین مورخ روز‌نگار برای ستاره باران کردن شب تولدت تا افق پرواز کنم و به روی ماه بنویسم بهترینم لمس بودنت خوش‌یمن

باشی نباشی پیش اینجانب تو شایسته ترین نیز نفسی . هرجای جهان که میری به آرزوهات برسی . روز به دنیا آمدن توئه . . میلد هر چی یاد روزی که غیر ممکنه هیچجوری از یادم بره …… .

تولدت خوش یمن عزیزم

می‌دانم روز جاری بارها و بارها تولدت را تبریك گفته اند ممکن است کلمه های تبریك آن ها را زیباتر بوده اند ولی با عشقی را كه اینجانب به همراه تبریكم روانه قلب مهربانت میكنم قابل قیاس نیست روز ولادت تو روز شكفتن غنچه های مهربانیست با تمام وجود دوستت دارم تولدت مبارك دوست گلم

با تو ام کهنه رفیق :

یاد روز ها قشنگی که گذشت

کنج قلبم گرم است!

آرزویم کلیه رمز سبزی توست

بدن تو سلامت و روحت شاداب

آنچه لایق توست خواهانم

دل یک دانه ی تو سبز و بهاری , روزگارت خوش باد

میلادت ای دوست خوش‌یمن

خوشگل ترین صدای معاش تپش قلب توست , با جلال ترین روز عالم به دنیاآمدن توست , پس برای اینجانب بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم .

صدای بهم تناول کردن بال و پر معصوم فرشته ها میاید انگار وارد شدن تو نزدیکست . لمس بودنت خجسته

عزیزم روز تولدت را با آسمانی مملو‌از ستاره های چشمک زن

با دشتی مملو از شقایق ها و با آرزوی موفقیت برای تو

به تو تهنیت می‌گویم . . . گل اینجانب تولدت میمون

امشب دامن تو مملو‌از کادو های کوچک و بزرگ میشود , ولی اینجانب هیچ ندارم که به تو کادو دهم جز دلی که به اینجانب پس دادی .

نورپردازی اهرام مصر با شعار «در منزل بمانید تا تندرست بمانید»

روز سه شنبه خبرنامه الاهرام مصر , به طور همزمان با اعمال محدودیت‌های آمد و شد در مصر , یک هنرمند نورپرداز شب پیشین با نمایش شعار «در منزل بمانید تا سالم بمانید» به زبان‌های عربی و انگلیسی بر روی اهرام ثلاثه , مردمان را به رویا رویی با شیوع ویروس کرونا تشویق کرد .

درین مراسم خالد العنانی وزیر توریسم و ارثیه فرهنگی مصر هم حضور داشت و خاطرنشان کرد : دولت همت داراست تا از کنار صرفا شگفتیها هفتگانه مانده عالم باستان این پیام را به مردمان مصر و دنیا برساند که در منزل بمانند و از خویش و خانواده‌شان حفظ نمایند .