داستان کوتاه جنگ

داستان کوتاه جنگ
پسر کوچکی از پدرش پرسید : پدر , مبارزه به چه شکل به‌وجود می آید؟
بابا پاسخ بخشید : پسرم فرض کن که دو مرز و بوم آلمان و انگلستان , با همدیگر اختلافی دارا‌هستند .
مامان کودک که نو وارداتی بود , ذکر کرد : آلمان چه کاره است که با مدنی نظیر انگلستان اختلاف داشته باشد؟
شوهر پاسخ اعطا کرد : ما فرض کردیم خانم .
مامان جیغ کشید : بی خویش فرض کردید , این فرض که درست نیست .
شوهر که عصبانی شده بود , اواسط کلام وی پرید و اذعان کرد : اصلاً به شما چه ذی‌ربط که در سخن ما دخالت می کنی؟
زن فیس در نیز کشید و خاطرنشان کرد : رمز اینجانب بخشید می زنی؟ بشقابی را که روی میز بود , برداشت تا آن را بر راز شوهرش بکوبد .
البته کودک اواسط پرید و بیان کرد : بس است بابا , اینجانب فهمیدم که مبارزه چه‌گونه پدید می‌آید .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *